المقالة السادسة

مشاور شركت بيمه پارسيان

المقالة السادسة

۳۶ بازديد


پسر گفتش كه هر خلقي كه هستند
همه دل در هواي خويش بستند
قدم خود از هوابر مي‌نگيرند
كه گامي بي ريا برمي‌نگيرند
چو هست اين دَور دَور نفس امروز
نمي‌بينم دلي بر نفس پيروز
گر از بهر هواي خويش من نيز
كنم از سحر حاصل اندكي چيز
چو در آخر بود توبه ازانم
ندارد اي پدر چندين زيانم


تا كنون نظري ثبت نشده است
امکان ارسال نظر برای مطلب فوق وجود ندارد