دوشنبه ۱۲ اسفند ۹۸ | ۱۹:۰۶ ۳۴ بازديد
بموسي گفت حق كاي مرد اسرار
چو تنها مينشيني دل نگه دار
وگر با خلق باشي مهربان باش
در آن ساعت نگه دار زبان باش
وگر در ره روي سر پيش ميدار
نظر بر پيش چشم خويش ميدار
وگر ده سفره پيش آرند خلقت
نگه ميدار آنجا نيز حلقت
چو تو بس بي طعام ناتمامي
ميان در بسته از بهر طعامي
چنان كان طفل حيران مي درآيد
برزقش شير پستان ميفزايد
همي كان طفل را تقدير كردند
برزقش در دو پستان شير كردند
چو با تو رزق دايم همبر افتاد
چرا اين خلق در يكديگر افتاد
همه سوداست اي سودائي آخر
همي سودا چه ميپيمائي آخر
اگر تو عاقلي سودا بينداز
تو امروزي غم فردا بينداز
16نشانه كه وقتش رسيده شغلتان را ترك كنيد