دوشنبه ۱۲ اسفند ۹۸ | ۱۹:۰۵ ۳۴ بازديد
مگر سلطان دين محمود پيروز
سپه را خواست دادن عرض يك روز
نبود آنجايگه حاضر اياسش
طلب ميكرد شاه حق شناسش
كسي شاه از براي او فرستاد
كه شاه اينجا براي تو باستاد
بيا كاينجايگه عرض سپاهست
غرض زين عرض آن روي چو ماهست
رسول شاه رفت و گفت اين راز
جوابش داد اياز سيمبر باز
روان شد مرد تا نزديكِ محمود
شهش گفتا نديدي روي مقصود
چنين گفت او كه ديدم مينيايد
جوابي زو شنيدم مينيايد
بدو گفتم بيا چون شاهِ پيروز
سپه را عرض خواهد داد امروز
مرا گفتا بگو با شاهِ گُربز
كه كس معشوق ندهد عرض هرگز
مرا گر عرض خواهي داد و گرنه
مده جز عرضهٔ خويش و دگر نه
16نشانه كه وقتش رسيده شغلتان را ترك كنيد