(۱۳) مناجاة ديوانه با حق تعالي

مشاور شركت بيمه پارسيان

(۱۳) مناجاة ديوانه با حق تعالي

۳۳ بازديد


بصحرا در يكي ديوانه بودي
كه چون ديوانگيش اندر ربودي
بسوي آسمان كردي نگاهي
بدرد دل بگفتي يا الهي
ترا گر دوست داري نيست پيشه
ولي من دوستت دارم هميشه
ترا گر چه بوَد چون من بسي دوست
بجز تو من نمي‌دارم كسي دوست
چگونه گويمت اي عالم افروز
كه يك دم دوستي از من درآموز
چنان مي‌زي، كه هر دم صد جهان جمع
ز شوق او چو پروانه‌ست زان شمع
اگرچه نه بعلت مي‌توان يافت
وليكن هم بدولت مي‌توان يافت
اگر يك ذره دولت كارگر شد
به سوي آفتابت راهبر شد


تا كنون نظري ثبت نشده است
امکان ارسال نظر برای مطلب فوق وجود ندارد