دوشنبه ۱۲ اسفند ۹۸ | ۱۹:۰۵ ۳۵ بازديد
مگر شد آشكارا قحط سالي
به پيش خلق آمد تنگ حالي
سراسيمه جهاني خلقِ محبوس
شدند از بهرِ باران پيشِ طاوس
كه باران مينيايد آشكارا
دعائي كن زحق در خواه ما را
پس آنگه گفت طاوس اي عزيزان
نگردد ابر بر بيهوده ريزان
شما را گر چه جز باران طلب نيست
اگر باران نميبارد عجب نيست
عجب اينست كز چندين گنه كار
نبارد سنگ بر مردم بيكبار
اگرچه ميغ ترك آسمان كرد
تعجّب گر كني زان ميتوان كرد
كه نكشافد زمين از شومي ما
خورد ما را ز نامعلومي ما
تو پنداري كه ازمردانِ راهي
كدامين مرد، سرگردانِ راهي
چو پندار تو برگيرند از پيش
كسي مرده سگي برخيزد از خويش
16نشانه كه وقتش رسيده شغلتان را ترك كنيد