(۱۳) مناجات آن بزرگ با حق تعالي

مشاور شركت بيمه پارسيان

(۱۳) مناجات آن بزرگ با حق تعالي

۳۵ بازديد


سحرگاهي بزرگي در مناجات
زبان بگشاد وگفت اي قايم الذات
من از تو راضيم هم روز و هم شب
تو از من نيز راضي باش يا رب
چنين گفت او كه آوازي شنيدم
كه در دعوي ترا كذّاب ديدم
اگر خود بودئي راضي ز ما تو
زما كي جستئي هرگز رضا تو
اگر راضي شدي از ما تو مجنون
رضاي ما چرا جستي تو اكنون
كسي كو در رضا عين كمالست
چو راضيست او رضا جستن محالست
اگر تو راضئي از ما چه جوئي
وگرنه خويش را راضي چه گوئي
رضا ده صبر كن بنشين و مخروش
چه سودا مي‌پزي مستيز و كم جوش
زماني در تمّناي محالي
زماني در جوال صد خيالي
سخن مي‌نشنوي يك ذرّه آخر
كه گشتي از محالي غِرّه آخر


تا كنون نظري ثبت نشده است
امکان ارسال نظر برای مطلب فوق وجود ندارد