(۳) حكايت نوشروان عادل

مشاور شركت بيمه پارسيان

(۳) حكايت نوشروان عادل

۳۳ بازديد


چنين گفتست نوشروانِ عادل
كه گر ميري ز درويشي قاتل
ترا بهتر بوَد آن زخمِ شمشير
كه از نان فرومايه شوي سير
مشو با اهلِ دنيا در ستيزه
كه مرداريست و مشتي كِرم ريزه
بيك ره اهلِ دنيا در رياست
چو كِرمانند در عين نجاست
زر و سيم و قبول و كار و بارت
نيايد در دم آخر بكارت
اگر اخلاص باشد آن زمانت
بكار آيد وگرنه واي جانت
بهر چيزي كه در دنيا كمالست
يقين مي‌دان كه آن در دين وبالست


تا كنون نظري ثبت نشده است
امکان ارسال نظر برای مطلب فوق وجود ندارد