دوشنبه ۱۲ اسفند ۹۸ | ۱۹:۰۴ ۳۶ بازديد
يكي پرسيد ازان ديوانه مردي
كه چه بوَد درد چون داري تو دردي؟
چنين گفت او كه دردآنست پيوست
كه چون بايد بُريده دست را دست
و يا آن تشنهٔ ده روزه را نيز
چگونه آب بايد از همه چيز
كسي را هم چنان بايد خدا را
ترا گر نيست اين اين هست ما را
همي درد آن بوَد اي زندگاني
كه چيزي بايدت كانرا نداني
نداني آن و آن خواهي هميشه
ندانم كين چه كارست و چه پيشه
جز او هرچت بود باشد همه پيچ
كه آن خواهي و آن خواهي دگر هيچ
16نشانه كه وقتش رسيده شغلتان را ترك كنيد