دوشنبه ۱۲ اسفند ۹۸ | ۱۹:۰۴ ۳۵ بازديد
خواجهٔ اول كه اول يار اوست
ثاني اثنين اذهما في الغار اوست
صدر دين صديق اكبر قطب حق
در همه چيز از همه برده سبق
هرچ حق از بارگاه كبريا
ريخت در صدر شريف مصطفي
آن همه در سينهٔ صديق ريخت
لاجرم تا بود ازو تحقيق ريخت
چون دو عالم را به يك دم دركشيد
لب ببست از سنگ و خوش دم دركشيد
سر فرو بردي همه شب تا به روز
نيم شب هويي برآوردي بسوز
هوي او تا چين برفتي مشك بار
مشك كردي خون آهوي تتار
زين سبب گفت آفتاب شرع و دين
علم بايد جست ازينجا تا به چين
سنگ زان بودي به حكمت در دهانش
نا به سنگ و هنگ هو گويد زفانش
ني كه سنگش بر زفان بگرفت راه
تا نگويد هيچ نامي جز آله
سنگ بايد تا پديد آيد وقار
مردم بيسنگ كي آيد به كار
چون عمر مويي بديد از قدراو
گفت كاش آن مويمي بر صدر او
چون تو كردي ثاني اثنينش قبول
ثاني اثنين او بود بعد رسول
16نشانه كه وقتش رسيده شغلتان را ترك كنيد