دوشنبه ۱۲ اسفند ۹۸ | ۱۹:۰۴ ۳۴ بازديد
كرد شاگردي سؤال از اوستاد
كز بهشت آدم چرا بيرون فتاد
گفت بود آدم همي عالي گهر
چون به فردوسي فرو آورد سر
هاتفي برداشت آوازي بلند
كاي بهشتت كرده از صد گونه بند
هرك در هر دو جهان بيرون ما
سر فروآرد به چيزي دون ما
ما زوال آريم بر وي هرچهست
زانك نتوان زد به غير دوست دست
جاي باشد پيش جانان صد هزار
جاي بيجانان كجا آيد به كار
هرك جز جانان به چيزي زنده شد
گر همه آدم بود افكنده شد
اهل جنت را چنين آمد خبر
كاولين چيزي دهند آنجا جگر
اهل جنت چون نباشد اهل راز
زان جگر خوردن ز سرگيردند باز
16نشانه كه وقتش رسيده شغلتان را ترك كنيد