دوشنبه ۱۲ اسفند ۹۸ | ۱۹:۰۴ ۳۵ بازديد
كرده بود آن مرد بسياري گناه
توبه كرد از شرم، بازآمد به راه
بار ديگر نفس چون قوت گرفت
توبه بشكست و پي شهوت گرفت
مدتي ديگر ز راه افتاده بود
در همه نوعي گناه افتاده بود
بعد از آن دردي درآمد در دلش
وز خجالت كار شد بس مشكلش
چون بجز بي حاصلي بهره نداشت
خواست تا توبه كند زهره نداشت
روز و شب چون قليه وي بر تابهاي
دل پر آتش داشت در خونابهاي
گر غباري در رهش پيوست بود
ز آب چشم او همه بنشست بود
در سحرگه هاتفيش آواز داد
سازگارش كرد، كارش ساز داد
گفت ميگويد خداوند جهان
چون در اول توبه كردي اي فلان
عفو كردم، توبه بپذيرفتمت
ميتوانستم ولي نگرفتمت
بار ديگر چون شكستي توبه پاك
دادمت مهل و نگشتم خشمناك
ور چنانست اين زمان اي بيخبر
آرزوي تو كه بازآيي دگر
بازآي آخر كه در بگشادهايم
تو غرامت كرده باز ايستادهايم
16نشانه كه وقتش رسيده شغلتان را ترك كنيد