دوشنبه ۱۲ اسفند ۹۸ | ۱۹:۰۴ ۳۶ بازديد
خواجهاي ميگفت در وقت نماز
كاي خدا رحمت كن و كارم بساز
آن سخن ديوانهاي بشنيد ازو
گفت رحمت ميبپوشي زود ازو
تو ز ناز خود نگنجي در جهان
ميخرامي از تكبر هر زمان
منظري سر بر فلك افراشته
چار ديوارش به زر بنگاشته
ده غلام و ده كنيزك كرده راست
رحمت اينجا كي بود بر پرده راست
خود تو بنگر تا تو با اين جمله كار
جاي رحمت داري آخر شرم دار
گر چو من يك گرده قسمت داريي
آنگهي تو جاي رحمت داريي
تا نگرداني ز ملك و مال روي
يك نفس ننمايدت اين حال روي
روي اين ساعت بگردان از همه
تا شوي فارغ چو مردان از همه
16نشانه كه وقتش رسيده شغلتان را ترك كنيد