دوشنبه ۱۲ اسفند ۹۸ | ۱۹:۰۴ ۳۵ بازديد
كرد آن بازاريي آشفته كار
از سر عجبي سرايي زر نگار
عاقبت چون شد سراي او تمام
دعوتي آغاز كرد از بهر عام
خواند خلقي را به صد ناز و طرب
تا سراي او ببينند اي عجب
روز دعوت ، مرد بيخود ميدويد
از قضا ديوانهاي او را بديد
گفت خواهم اين زمان كايم به تگ
بر سراي تو ريم اي خام رگ
ليك مشغولم، مرا معذور دار
اين بگفت و گفت زحمت دور دار
16نشانه كه وقتش رسيده شغلتان را ترك كنيد