دوشنبه ۱۲ اسفند ۹۸ | ۱۹:۰۳ ۳۷ بازديد
پيش تابوت پدر ميشد پسر
اشك ميباريد و ميگفت اي پدر
اين چنين روزي كه جانم كرد ريش
هرگزم نامد به عمر خويش پيش
صوفيي گفت آنك او بودت پدر
هرگزش اين روز هم نامد به سر
نيست كاري كان پسر را اوفتاد
كار بس مشكل پدر را اوفتاد
اي به دنيا بي سر و پاي آمده
خاك بر سر باد پيماي آمده
گر به صدر مملكت خواهي نشست
هم نخواهي رفت جز بادي بدست
16نشانه كه وقتش رسيده شغلتان را ترك كنيد