دو چيزي كه پير تركستان دوست ميداشت

مشاور شركت بيمه پارسيان

دو چيزي كه پير تركستان دوست ميداشت

۳۵ بازديد


داد از خود پيرتر كستان خبر
گفت من دو چيزدارم دوست تر
آن يكي اسبست ابلق گام زن
وين دگر يك نيست جز فرزند من
گر خبر يابم به مرگ اين پسر
اسب مي‌بخشم به شكر اين خبر
زانك مي‌بينم كه هستند اين دو چيز
چون دو بت در ديدهٔ جان عزيز
تا نسوزي و نسازي همچو شمع
دم مزن از پاك بازي پيش جمع
هرك او در پاك بازي دم زند
كار خود تا بنگرد بر هم زند
پاك بازي كو به شهوت نان خورد
هم در آن ساعت قفاي آن خورد


تا كنون نظري ثبت نشده است
امکان ارسال نظر برای مطلب فوق وجود ندارد