دوشنبه ۱۲ اسفند ۹۸ | ۱۹:۰۳ ۳۵ بازديد
داد از خود پيرتر كستان خبر
گفت من دو چيزدارم دوست تر
آن يكي اسبست ابلق گام زن
وين دگر يك نيست جز فرزند من
گر خبر يابم به مرگ اين پسر
اسب ميبخشم به شكر اين خبر
زانك ميبينم كه هستند اين دو چيز
چون دو بت در ديدهٔ جان عزيز
تا نسوزي و نسازي همچو شمع
دم مزن از پاك بازي پيش جمع
هرك او در پاك بازي دم زند
كار خود تا بنگرد بر هم زند
پاك بازي كو به شهوت نان خورد
هم در آن ساعت قفاي آن خورد
16نشانه كه وقتش رسيده شغلتان را ترك كنيد