دوشنبه ۱۲ اسفند ۹۸ | ۱۹:۰۳ ۳۸ بازديد
پاك ديني گفت آن نيكوترست
مبتدي را كو به تاريكي درست
تا به كلي گم شود در بحر جود
پس نماند هيچ رشدش در وجود
زانك چيزي گر برو ظاهر شود
غره گردد وان زمان كافر شود
آنچ در تست از حسد و از خشم تو
چشم مردان بيند اونه چشم تو
هست در تو گلخني پر اژدها
تو ز غفلت كرده ايشان را رها
روز و شب در پرورششان مانده
فتنهٔ خفت و خورششان مانده
اصل تو از خاك وز خون شد تمام
وي عجب هر دو ز بيقدري حرام
خون كه او نزديكتر آمد به تو
هم نجس هم مختصر آمد به تو
هرچ در بعد دلست از قرب حس
هم حرام افتد بلا شك هم نجس
گر پليديي درون ميبينيي
اين چنين فارغ كجا بنشينيي
16نشانه كه وقتش رسيده شغلتان را ترك كنيد