شيخي كه از سگي پليد دامن در نچيد

مشاور شركت بيمه پارسيان

شيخي كه از سگي پليد دامن در نچيد

۳۶ بازديد


در بر شيخي سگي مي‌شد پليد
شيخ از آن سگ هيچ دامن در نچيد
سايلي گفت اي بزرگ پاك باز
چون نكردي زين سگ آخر احتراز
گفت اين سگ ظاهري دارد پليد
هست آن در باطن من ناپديد
آنچ او را هست بر ظاهر عيان
اين دگر را هست در باطن نهان
چون درون من چو بيرون سگست
چون گريزم زو كه با من هم تگ است
ور پليدي درون اندكيست
صد نجس بيشي كه اين قله يكيست
گرچه اندك حيرت آمد بند راه
چه به كوهي بازماني چه به كاه


تا كنون نظري ثبت نشده است
امکان ارسال نظر برای مطلب فوق وجود ندارد