دوشنبه ۱۲ اسفند ۹۸ | ۱۹:۰۳ ۳۵ بازديد
حق تعالي گفت اي داود پاك
بندگانم را بگو كاي مشت خاك
گرنه دوزخ نه بهشتستي مرا
بندگي كردن نه زشتستي مرا
گر نبودي هيچ نور و هيچ نار
نيستي با من شما را هيچ كار
من چو استحقاق آن دارم عظيم
ميپرستيديم نه از اوميد و بيم
گر رجا و خوف نه در پي بدي
پس شما را كار با من كي بدي
ميسزد چون من خداوندم مدام
كز ميان جان پرستيدم مدام
بنده را گو بازكش از غير دست
پس به استحقاق ما را ميپرست
هرچ آن جز ما بود در هم فكن
چون فكندي بر همش در هم شكن
چون شكستي، پاك در هم سوز تو
جمع كن خاكسترش يك روز تو
اين همه خاكستر آنگه برفشان
تا شود از باد عزت بينشان
چون چنين كردي ترا آيد كنون
آنچ ميجويي ز خاكستر برون
گر ترا مشغول خلد و حور كرد
تو يقين دان كان ز خويشت دور كرد
16نشانه كه وقتش رسيده شغلتان را ترك كنيد