دوشنبه ۱۲ اسفند ۹۸ | ۱۹:۰۳ ۳۴ بازديد
يوسف همدان، امام روزگار
صاحب اسرار جهان، بيناي كار
گفت چنداني كه از بالا و پست
ديده ور ميبنگرد در هرچ هست
هست يك يك ذره يعقوب دگر
يوسف گم كرده ميپرسد خبر
درد بايد در ره او انتظار
تا درين هر دو برآيد روزگار
ور درين هر دو نيابي كار باز
سر مكش زنهار از اين اسرار باز
در طلب صبري ببايد مرد را
صبر خود كي باشد اهل درد را
صبر كن گر خواهي وگر نه، بسي
بوك جايي راه يابي از كسي
هچو آن طفلي كه باشد در شكم
هم چنان با خود نشين با خود به هم
از درون خود مشو بيرون دمي
نانت اگر بايد همي خور خون دمي
قوت آن طفل شكم خونست بس
وين همه سودا ز بيرونست بس
خون خورو در صبر بنشين مردوار
تا برآيد كار تو از دست كار
16نشانه كه وقتش رسيده شغلتان را ترك كنيد