گفتار معشوق طوسي (محمد) با مريدش

مشاور شركت بيمه پارسيان

گفتار معشوق طوسي (محمد) با مريدش

۳۶ بازديد


يك شبي معشوق طوس، آن بحر راز
با مريدي گفت دايم در گداز
تا چو اندر عشق بگدازي تمام
پس شوي از ضعف چون مويي مدام
چون شود شخص تو چون مويي نزار
جايگاهي سازدت در زلف يار
هرك چون مويي شود در كوي او
بي شك او مويي شود در موي او
گر تو هستي راه بين و ديده ور
موي در موي اين چنين بين درنگر
گر سر مويي نماند از خوديت
هفت دوزخ سر برآيد از بديت


تا كنون نظري ثبت نشده است
امکان ارسال نظر برای مطلب فوق وجود ندارد