دوشنبه ۱۲ اسفند ۹۸ | ۱۹:۰۳ ۳۴ بازديد
گفت مجنون گر همه روي زمين
هر زمان بر من كنندي آفرين
من نخواهم آفرين هيچ كس
مدح من دشنام ليلي باد و بس
خوشتراز صد مدح يك دشنام او
بهتر از ملك دو عالم نام او
مذهب خود با توگفتم اي عزيز
گر بود خواري چه خواهد بود نيز
گفت برق عزت آيد آشكار
پس برآرد از همه جانها دمار
چون بسوزد جان به صد زاري چه سود
آنگهي از عزت و خواري چه سود
بازگفتند آن گروه سوخته
جان ما و آتش افروخته
كي شود پروانه از آتش نفور
زانك او را هست در آتش حضور
گرچه ما را دست ندهد وصل يار
سوختن ما را دهد دست، اينت كار
گر رسيدن سوي آن دلخواه نيست
پاك پرسيدن جز اينجا راه نيست
16نشانه كه وقتش رسيده شغلتان را ترك كنيد