دوشنبه ۱۲ اسفند ۹۸ | ۱۹:۰۳ ۳۲ بازديد
آن عزيزي گفت فردا ذوالجلال
گر كند در دشت حشر از من سؤال
كاي فرو مانده چه آوردي ز راه
گويم از زندان چه آرند اي اله
غرق ادبارم ز زندان آمده
پاي و سر گم كرده حيران آمده
باد در كف خاك درگاه توم
بنده و زنداني راه توم
روي آن دارد كه نفروشي مرا
خلعتي از فضل درپوشي مرا
زين همه آلودگي پاكم بري
در مسلماني فرو خاكم بري
چون نهان گردد تنم در خاك و خشت
بگذري از هرچ كردم خوب و زشت
آفريدن رايگانم چون رواست
رايگانم گر بيامرزي سزاست
16نشانه كه وقتش رسيده شغلتان را ترك كنيد