دوشنبه ۱۲ اسفند ۹۸ | ۱۹:۰۳ ۳۶ بازديد
چون سليمان كرد با چندان كمال
پيش موري لنگ از عجز آن سؤال
گفت برگوي اي ز من آغشتهتر
تا كدامين گل به غم به سر شسته
داد آن ساعت جوابش مور لنگ
گفت خشت واپسين در گور تنگ
واپسين خشتي كه پيوندد به خاك
منقطع گردد همه اوميد پاك
چون مرا در زير خاك اي پاك ذات
منقطع گردد اميد از كاينات
پس بپوشد خشت آخر روي من
تو مگردان روي فضل از سوي من
چون به خاك آرم سرگشته روي
هيچ با رويم ميار از هيچ سوي
روي آن دارد كزان چندان گناه
هيچ با رويم نياري اي اله
تو كريم مطلقي اي كردگار
عفو كن از هرچ رفت و در گذار
16نشانه كه وقتش رسيده شغلتان را ترك كنيد