غزل شماره ۱۱

مشاور شركت بيمه پارسيان

غزل شماره ۱۱

۳۶ بازديد


ساقي به نور باده برافروز جام ما
مطرب بگو كه كار جهان شد به كام ما
ما در پياله عكس رخ يار ديده‌ايم
اي بي‌خبر ز لذت شرب مدام ما
هرگز نميرد آن كه دلش زنده شد به عشق
ثبت است بر جريده عالم دوام ما
چندان بود كرشمه و ناز سهي قدان
كايد به جلوه سرو صنوبرخرام ما
اي باد اگر به گلشن احباب بگذري
زنهار عرضه ده بر جانان پيام ما
گو نام ما ز ياد به عمدا چه مي‌بري
خود آيد آن كه ياد نياري ز نام ما
مستي به چشم شاهد دلبند ما خوش است
زان رو سپرده‌اند به مستي زمام ما
ترسم كه صرفه‌اي نبرد روز بازخواست
نان حلال شيخ ز آب حرام ما
حافظ ز ديده دانه اشكي همي‌فشان
باشد كه مرغ وصل كند قصد دام ما
درياي اخضر فلك و كشتي هلال
هستند غرق نعمت حاجي قوام ما


تا كنون نظري ثبت نشده است
امکان ارسال نظر برای مطلب فوق وجود ندارد