غزل شماره ۱۸

مشاور شركت بيمه پارسيان

غزل شماره ۱۸

۳۴ بازديد


ساقيا آمدن عيد مبارك بادت
وان مواعيد كه كردي مرواد از يادت
در شگفتم كه در اين مدت ايام فراق
برگرفتي ز حريفان دل و دل مي‌دادت
برسان بندگي دختر رز گو به درآي
كه دم و همت ما كرد ز بند آزادت
شادي مجلسيان در قدم و مقدم توست
جاي غم باد مر آن دل كه نخواهد شادت
شكر ايزد كه ز تاراج خزان رخنه نيافت
بوستان سمن و سرو و گل و شمشادت
چشم بد دور كز آن تفرقه‌ات بازآورد
طالع نامور و دولت مادرزادت
حافظ از دست مده دولت اين كشتي نوح
ور نه طوفان حوادث ببرد بنيادت


تا كنون نظري ثبت نشده است
امکان ارسال نظر برای مطلب فوق وجود ندارد