غزل شماره ۸۶

مشاور شركت بيمه پارسيان

غزل شماره ۸۶

۳۷ بازديد


ساقي بيا كه يار ز رخ پرده برگرفت
كار چراغ خلوتيان باز درگرفت
آن شمع سرگرفته دگر چهره برفروخت
وين پير سالخورده جواني ز سر گرفت
آن عشوه داد عشق كه مفتي ز ره برفت
وان لطف كرد دوست كه دشمن حذر گرفت
زنهار از آن عبارت شيرين دلفريب
گويي كه پسته تو سخن در شكر گرفت
بار غمي كه خاطر ما خسته كرده بود
عيسي دمي خدا بفرستاد و برگرفت
هر سروقد كه بر مه و خور حسن مي‌فروخت
چون تو درآمدي پي كاري دگر گرفت
زين قصه هفت گنبد افلاك پرصداست
كوته نظر ببين كه سخن مختصر گرفت
حافظ تو اين سخن ز كه آموختي كه بخت
تعويذ كرد شعر تو را و به زر گرفت


تا كنون نظري ثبت نشده است
امکان ارسال نظر برای مطلب فوق وجود ندارد