غزل شماره ۹۲

مشاور شركت بيمه پارسيان

غزل شماره ۹۲

۳۷ بازديد


مير من خوش مي‌روي كاندر سر و پا ميرمت
خوش خرامان شو كه پيش قد رعنا ميرمت
گفته بودي كي بميري پيش من تعجيل چيست
خوش تقاضا مي‌كني پيش تقاضا ميرمت
عاشق و مخمور و مهجورم بت ساقي كجاست
گو كه بخرامد كه پيش سروبالا ميرمت
آن كه عمري شد كه تا بيمارم از سوداي او
گو نگاهي كن كه پيش چشم شهلا ميرمت
گفته لعل لبم هم درد بخشد هم دوا
گاه پيش درد و گه پيش مداوا ميرمت
خوش خرامان مي‌روي چشم بد از روي تو دور
دارم اندر سر خيال آن كه در پا ميرمت
گر چه جاي حافظ اندر خلوت وصل تو نيست
اي همه جاي تو خوش پيش همه جا ميرمت


تا كنون نظري ثبت نشده است
امکان ارسال نظر برای مطلب فوق وجود ندارد