غزل شماره ۱۰۶

مشاور شركت بيمه پارسيان

غزل شماره ۱۰۶

۳۶ بازديد


تنت به ناز طبيبان نيازمند مباد
وجود نازكت آزرده گزند مباد
سلامت همه آفاق در سلامت توست
به هيچ عارضه شخص تو دردمند مباد
جمال صورت و معني ز امن صحت توست
كه ظاهرت دژم و باطنت نژند مباد
در اين چمن چو درآيد خزان به يغمايي
رهش به سرو سهي قامت بلند مباد
در آن بساط كه حسن تو جلوه آغازد
مجال طعنه بدبين و بدپسند مباد
هر آن كه روي چو ماهت به چشم بد بيند
بر آتش تو بجز جان او سپند مباد
شفا ز گفته شكرفشان حافظ جوي
كه حاجتت به علاج گلاب و قند مباد


تا كنون نظري ثبت نشده است
امکان ارسال نظر برای مطلب فوق وجود ندارد