غزل شماره ۱۹۵

مشاور شركت بيمه پارسيان

غزل شماره ۱۹۵

۳۶ بازديد


غلام نرگس مست تو تاجدارانند
خراب باده لعل تو هوشيارانند
تو را صبا و مرا آب ديده شد غماز
و گر نه عاشق و معشوق رازدارانند
ز زير زلف دوتا چون گذر كني بنگر
كه از يمين و يسارت چه سوگوارانند
گذار كن چو صبا بر بنفشه زار و ببين
كه از تطاول زلفت چه بي‌قرارانند
نصيب ماست بهشت اي خداشناس برو
كه مستحق كرامت گناهكارانند
نه من بر آن گل عارض غزل سرايم و بس
كه عندليب تو از هر طرف هزارانند
تو دستگير شو اي خضر پي خجسته كه من
پياده مي‌روم و همرهان سوارانند
بيا به ميكده و چهره ارغواني كن
مرو به صومعه كان جا سياه كارانند
خلاص حافظ از آن زلف تابدار مباد
كه بستگان كمند تو رستگارانند


تا كنون نظري ثبت نشده است
امکان ارسال نظر برای مطلب فوق وجود ندارد