غزل شماره ۲۷۲

مشاور شركت بيمه پارسيان

غزل شماره ۲۷۲

۳۵ بازديد


بازآي و دل تنگ مرا مونس جان باش
وين سوخته را محرم اسرار نهان باش
زان باده كه در ميكده عشق فروشند
ما را دو سه ساغر بده و گو رمضان باش
در خرقه چو آتش زدي اي عارف سالك
جهدي كن و سرحلقه رندان جهان باش
دلدار كه گفتا به توام دل نگران است
گو مي‌رسم اينك به سلامت نگران باش
خون شد دلم از حسرت آن لعل روان بخش
اي درج محبت به همان مهر و نشان باش
تا بر دلش از غصه غباري ننشيند
اي سيل سرشك از عقب نامه روان باش
حافظ كه هوس مي‌كندش جام جهان بين
گو در نظر آصف جمشيد مكان باش


تا كنون نظري ثبت نشده است
امکان ارسال نظر برای مطلب فوق وجود ندارد