غزل شماره ۲۹۳

مشاور شركت بيمه پارسيان

غزل شماره ۲۹۳

۳۴ بازديد


بامدادان كه ز خلوتگه كاخ ابداع
شمع خاور فكند بر همه اطراف شعاع
بركشد آينه از جيب افق چرخ و در آن
بنمايد رخ گيتي به هزاران انواع
در زواياي طربخانه جمشيد فلك
ارغنون ساز كند زهره به آهنگ سماع
چنگ در غلغله آيد كه كجا شد منكر
جام در قهقهه آيد كه كجا شد مناع
وضع دوران بنگر ساغر عشرت برگير
كه به هر حالتي اين است بهين اوضاع
طره شاهد دنيي همه بند است و فريب
عارفان بر سر اين رشته نجويند نزاع
عمر خسرو طلب ار نفع جهان مي‌خواهي
كه وجوديست عطابخش كريم نفاع
مظهر لطف ازل روشني چشم امل
جامع علم و عمل جان جهان شاه شجاع


تا كنون نظري ثبت نشده است
امکان ارسال نظر برای مطلب فوق وجود ندارد