غزل شماره ۳۰۱

مشاور شركت بيمه پارسيان

غزل شماره ۳۰۱

۳۳ بازديد


اي دل ريش مرا با لب تو حق نمك
حق نگه دار كه من مي‌روم الله معك
تويي آن گوهر پاكيزه كه در عالم قدس
ذكر خير تو بود حاصل تسبيح ملك
در خلوص منت ار هست شكي تجربه كن
كس عيار زر خالص نشناسد چو محك
گفته بودي كه شوم مست و دو بوست بدهم
وعده از حد بشد و ما نه دو ديديم و نه يك
بگشا پسته خندان و شكرريزي كن
خلق را از دهن خويش مينداز به شك
چرخ برهم زنم ار غير مرادم گردد
من نه آنم كه زبوني كشم از چرخ فلك
چون بر حافظ خويشش نگذاري باري
اي رقيب از بر او يك دو قدم دورترك


تا كنون نظري ثبت نشده است
امکان ارسال نظر برای مطلب فوق وجود ندارد