غزل شماره ۳۰۷

مشاور شركت بيمه پارسيان

غزل شماره ۳۰۷

۳۶ بازديد


هر نكته‌اي كه گفتم در وصف آن شمايل
هر كو شنيد گفتا لله در قائل
تحصيل عشق و رندي آسان نمود اول
آخر بسوخت جانم در كسب اين فضايل
حلاج بر سر دار اين نكته خوش سرايد
از شافعي نپرسند امثال اين مسائل
گفتم كه كي ببخشي بر جان ناتوانم
گفت آن زمان كه نبود جان در ميانه حائل
دل داده‌ام به ياري شوخي كشي نگاري
مرضيه السجايا محموده الخصائل
در عين گوشه گيري بودم چو چشم مستت
و اكنون شدم به مستان چون ابروي تو مايل
از آب ديده صد ره طوفان نوح ديدم
و از لوح سينه نقشت هرگز نگشت زايل
اي دوست دست حافظ تعويذ چشم زخم است
يا رب ببينم آن را در گردنت حمايل


تا كنون نظري ثبت نشده است
امکان ارسال نظر برای مطلب فوق وجود ندارد