غزل شماره ۳۱۱

مشاور شركت بيمه پارسيان

غزل شماره ۳۱۱

۳۵ بازديد


عاشق روي جواني خوش نوخاسته‌ام
و از خدا دولت اين غم به دعا خواسته‌ام
عاشق و رند و نظربازم و مي‌گويم فاش
تا بداني كه به چندين هنر آراسته‌ام
شرمم از خرقه آلوده خود مي‌آيد
كه بر او وصله به صد شعبده پيراسته‌ام
خوش بسوز از غمش اي شمع كه اينك من نيز
هم بدين كار كمربسته و برخاسته‌ام
با چنين حيرتم از دست بشد صرفه كار
در غم افزوده‌ام آنچ از دل و جان كاسته‌ام
همچو حافظ به خرابات روم جامه قبا
بو كه در بر كشد آن دلبر نوخاسته‌ام


تا كنون نظري ثبت نشده است
امکان ارسال نظر برای مطلب فوق وجود ندارد