دوشنبه ۱۲ اسفند ۹۸ | ۱۹:۰۰ ۳۲ بازديد
چل سال بيش رفت كه من لاف ميزنم
كز چاكران پير مغان كمترين منم
هرگز به يمن عاطفت پير مي فروش
ساغر تهي نشد ز مي صاف روشنم
از جاه عشق و دولت رندان پاكباز
پيوسته صدر مصطبهها بود مسكنم
در شان من به دردكشي ظن بد مبر
كلوده گشت جامه ولي پاكدامنم
شهباز دست پادشهم اين چه حالت است
كز ياد بردهاند هواي نشيمنم
حيف است بلبلي چو من اكنون در اين قفس
با اين لسان عذب كه خامش چو سوسنم
آب و هواي فارس عجب سفله پرور است
كو همرهي كه خيمه از اين خاك بركنم
حافظ به زير خرقه قدح تا به كي كشي
در بزم خواجه پرده ز كارت برافكنم
تورانشه خجسته كه در من يزيد فضل
شد منت مواهب او طوق گردنم
16نشانه كه وقتش رسيده شغلتان را ترك كنيد