دوشنبه ۱۲ اسفند ۹۸ | ۱۹:۰۰ ۳۵ بازديد
دوش سوداي رخش گفتم ز سر بيرون كنم
گفت كو زنجير تا تدبير اين مجنون كنم
قامتش را سرو گفتم سر كشيد از من به خشم
دوستان از راست ميرنجد نگارم چون كنم
نكته ناسنجيده گفتم دلبرا معذور دار
عشوهاي فرماي تا من طبع را موزون كنم
زردرويي ميكشم زان طبع نازك بيگناه
ساقيا جامي بده تا چهره را گلگون كنم
اي نسيم منزل ليلي خدا را تا به كي
ربع را برهم زنم اطلال را جيحون كنم
من كه ره بردم به گنج حسن بيپايان دوست
صد گداي همچو خود را بعد از اين قارون كنم
اي مه صاحب قران از بنده حافظ ياد كن
تا دعاي دولت آن حسن روزافزون كنم
16نشانه كه وقتش رسيده شغلتان را ترك كنيد