غزل شماره ۳۷۶

مشاور شركت بيمه پارسيان

غزل شماره ۳۷۶

۳۵ بازديد


دوستان وقت گل آن به كه به عشرت كوشيم
سخن اهل دل است اين و به جان بنيوشيم
نيست در كس كرم و وقت طرب مي‌گذرد
چاره آن است كه سجاده به مي بفروشيم
خوش هواييست فرح بخش خدايا بفرست
نازنيني كه به رويش مي گلگون نوشيم
ارغنون ساز فلك رهزن اهل هنر است
چون از اين غصه نناليم و چرا نخروشيم
گل به جوش آمد و از مي نزديمش آبي
لاجرم ز آتش حرمان و هوس مي‌جوشيم
مي‌كشيم از قدح لاله شرابي موهوم
چشم بد دور كه بي مطرب و مي مدهوشيم
حافظ اين حال عجب با كه توان گفت كه ما
بلبلانيم كه در موسم گل خاموشيم


تا كنون نظري ثبت نشده است
امکان ارسال نظر برای مطلب فوق وجود ندارد