غزل شماره ۳۸۰

مشاور شركت بيمه پارسيان

غزل شماره ۳۸۰

۳۶ بازديد


بارها گفته‌ام و بار دگر مي‌گويم
كه من دلشده اين ره نه به خود مي‌پويم
در پس آينه طوطي صفتم داشته‌اند
آن چه استاد ازل گفت بگو مي‌گويم
من اگر خارم و گر گل چمن آرايي هست
كه از آن دست كه او مي‌كشدم مي‌رويم
دوستان عيب من بي‌دل حيران مكنيد
گوهري دارم و صاحب نظري مي‌جويم
گر چه با دلق ملمع مي گلگون عيب است
مكنم عيب كز او رنگ ريا مي‌شويم
خنده و گريه عشاق ز جايي دگر است
مي‌سرايم به شب و وقت سحر مي‌مويم
حافظم گفت كه خاك در ميخانه مبوي
گو مكن عيب كه من مشك ختن مي‌بويم


تا كنون نظري ثبت نشده است
امکان ارسال نظر برای مطلب فوق وجود ندارد