غزل شماره ۴۰۲

مشاور شركت بيمه پارسيان

غزل شماره ۴۰۲

۳۶ بازديد


نكته‌اي دلكش بگويم خال آن مه رو ببين
عقل و جان را بسته زنجير آن گيسو ببين
عيب دل كردم كه وحشي وضع و هرجايي مباش
گفت چشم شيرگير و غنج آن آهو ببين
حلقه زلفش تماشاخانه باد صباست
جان صد صاحب دل آن جا بسته يك مو ببين
عابدان آفتاب از دلبر ما غافلند
اي ملامتگو خدا را رو مبين آن رو ببين
زلف دل دزدش صبا را بند بر گردن نهاد
با هواداران ره رو حيله هندو ببين
اين كه من در جست و جوي او ز خود فارغ شدم
كس نديده‌ست و نبيند مثلش از هر سو ببين
حافظ ار در گوشه محراب مي‌نالد رواست
اي نصيحتگو خدا را آن خم ابرو ببين
از مراد شاه منصور اي فلك سر برمتاب
تيزي شمشير بنگر قوت بازو ببين


تا كنون نظري ثبت نشده است
امکان ارسال نظر برای مطلب فوق وجود ندارد