دوشنبه ۱۲ اسفند ۹۸ | ۱۹:۰۰ ۳۱ بازديد
دوش رفتم به در ميكده خواب آلوده
خرقه تردامن و سجاده شراب آلوده
آمد افسوس كنان مغبچه باده فروش
گفت بيدار شو اي ره رو خواب آلوده
شست و شويي كن و آن گه به خرابات خرام
تا نگردد ز تو اين دير خراب آلوده
به هواي لب شيرين پسران چند كني
جوهر روح به ياقوت مذاب آلوده
به طهارت گذران منزل پيري و مكن
خلعت شيب چو تشريف شباب آلوده
پاك و صافي شو و از چاه طبيعت به درآي
كه صفايي ندهد آب تراب آلوده
گفتم اي جان جهان دفتر گل عيبي نيست
كه شود فصل بهار از مي ناب آلوده
آشنايان ره عشق در اين بحر عميق
غرقه گشتند و نگشتند به آب آلوده
گفت حافظ لغز و نكته به ياران مفروش
آه از اين لطف به انواع عتاب آلوده
16نشانه كه وقتش رسيده شغلتان را ترك كنيد