غزل شماره ۴۴۷

مشاور شركت بيمه پارسيان

غزل شماره ۴۴۷

۴۱ بازديد


بيا با ما مورز اين كينه داري
كه حق صحبت ديرينه داري
نصيحت گوش كن كاين در بسي به
از آن گوهر كه در گنجينه داري
وليكن كي نمايي رخ به رندان
تو كز خورشيد و مه آيينه داري
بد رندان مگو اي شيخ و هش دار
كه با حكم خدايي كينه داري
نمي‌ترسي ز آه آتشينم
تو داني خرقه پشمينه داري
به فرياد خمار مفلسان رس
خدا را گر مي‌دوشينه داري
نديدم خوشتر از شعر تو حافظ
به قرآني كه اندر سينه داري


تا كنون نظري ثبت نشده است
امکان ارسال نظر برای مطلب فوق وجود ندارد