دوشنبه ۱۲ اسفند ۹۸ | ۱۸:۵۹ ۳۴ بازديد
هوس باد بهارم به سوي صحرا برد
باد بوي تو بياورد و قرار از ما برد
هركجا بود دلي چشم تو برد از راهش
نه دل خسته بيمار مرا تنها برد
آمد و گرم ببرد آب رخم اشك چو سيم
زر به زر داد كسي كامد و اين كالا برد
دل سنگين ترا اشك من آورد به راه
سنگ را سيل تواند به لب دريا برد
دوش دست طربم سلسلهٔ شوق تو بست
پاي خيل خردم لشكر غم از جا برد
راه ما غمزهٔ آن ترككمان ابرو زد
رخت ما هندوي آن سرو سهي بالا برد
جام مي پيش لبت دم ز روانبخشي زد
آب وي آن لب جانبخش روانافزا برد
بحث بلبل بر حافظ مكن از خوش سخني
پيش طوطي نتوان نام هزارآوا برد
16نشانه كه وقتش رسيده شغلتان را ترك كنيد