شماره ۱۲

مشاور شركت بيمه پارسيان

شماره ۱۲

۳۴ بازديد
 

دلا چندم بريزي خون ز ديده شرم دار آخر
تو نيز اي ديده خوابي كن مراد دل بر آر آخر
منم يا رب كه جانان را ز ساعد بوسه مي‌چينم
دعاي صبحدم ديدي كه چون آمد به كار آخر
مراد دنيي و عقبي به من بخشيد روزي‌بخش
به گوشم قول جنگ اول به دستم زلف يار آخر
چو باد از خرمن دونان ربودن خوشه‌اي تا چند
ز همت توشه‌اي بردار و خود تخمي بكار آخر
نگارستان چين دانم نخواهد شد سرايت ليك
به نوك كلك رنگ‌آميز نقشي مي‌نگار آخر
دلا در ملك شبخيزي گر از اندوه نگريزي
دم صبحت بشارتها بيارد زآن ديار آخر
بتي چون ماه زانو زد ميي چون لعل پيش آورد
تو گويي تائبم حافظ ز ساقي شرم دار آخر


تا كنون نظري ثبت نشده است
امکان ارسال نظر برای مطلب فوق وجود ندارد