دوشنبه ۱۲ اسفند ۹۸ | ۱۸:۵۹ ۳۶ بازديد
صبا به مقدم گل راح روح بخشد باز
كجاست بلبل خوشگوي؟ گو برآر آواز!
چه حلقهها كه زدم بر در دل از سر سوز
به بوي روز وصال تو در شبان دراز
دلا! ز هجر مكن ناله، زان كه در عالم
غم است و شادي و خار و گل و نشيب و فراز
شبي وصال سحرگه ز بخت خواستهام
كه با تو شرح سرانجام خود كنم آغاز
به هيچ در نروم بعد از اين ز حضرت دوست
چو كعبه يافتم آيم ز بتپرستي باز
ز طرهٔ تو پريشاني دلم شد فاش
ز مشك نيست غريب آري ار بود غماز
هزار ديده به روي تو ناظرند و تو خود
نظر به روي كسي بر نميكني از ناز
اميد قد تو ميداشتم ز بخت بلند
نسيم زلف تو ميخواستم ز عمر دراز
غبار خاطر ما چشم خصم كور كند
تو رخ به خاك نه اي حافظ و بر آر نماز
16نشانه كه وقتش رسيده شغلتان را ترك كنيد