بخش ۶ - در بيان به عيب خود پرداختن و نظر به عيب ديگران نينداختن

۳۵ بازديد


شيوهٔ واعظ آن بود كه نخست
فعل خود را كند به قول، درست
چون شود كار او موافق گفت
گرد دهد پند غير، نيست شگفت
زشت باشد كه عيب خودپوشي
واندر افشاي ديگران كوشي
شب عمرت به وقت صبح رسيد
صبح شيب از شب شباب دميد
چرخ گردان جز اين نمي‌داند
كسيا بر سر تو گرداند
به طبيبان ميار روي و، مجوي!
دارويي كان سياه سازد موي
هست عيبي به هر سر مو، شيب
اينت يك پيري و هزاران عيب!
مي‌كني از بياض شعر اعراض
روز و شب شعر مي‌بري به بياض
گاه مي‌خواهي از مداد، امداد
مي‌كني شعر را چو شعر، سواد
چون زمانه سواد شعر ربود
خود بگو از سواد شعر چه سود؟
چه زني در رديف قافيه چنگ؟
كار بر خود كني چو قافيه تنگ؟
هست نظمي لطيف، عمر شريف
كه‌ش مرض قافيه‌ست و مرگ رديف
دل گرو كرده‌اي به نظم سخن
فكر كار رديف و قافيه كن
كاملان چون در سخن سفتند
اعذب الشعر كذبه گفتند
آنچه باشد جمال آن ز دروغ
پيش اهل بصيرتش چه فروغ؟


تا كنون نظري ثبت نشده است
امکان ارسال نظر برای مطلب فوق وجود ندارد