بخش ۷ - در مذمت شعراي روزگار

مشاور شركت بيمه پارسيان

بخش ۷ - در مذمت شعراي روزگار

۳۵ بازديد


«شعر در نفس خويشتن بد نيست»
پيش اهل دل اين سخن رد نيست
«نالهٔ من ز خست شركاست»
تن چو نال‌ام ز شر ايشان كاست
پيش از اين فاضلان شعر شعار
كسب كردي فضايل بسيار
مستمر بر مكارم اخلاق
مشتهر در مجامع آفاق
همه را دل ز همت عالي
از قناعت پر، از طمع خالي
وه كز ايشان بجز فسانه نماند
جز سخن هيچ در ميانه نماند
لفظ شاعر اگر چه مختصرست
جامع صد هزار شين و شرست
نيست يك خلق و سيرت مذموم
كه نگردد ازين لقب مفهوم
شاعري گرچه دلپذيرم نيست
طرفه حالي كز آن گزيرم نيست
مي‌كنم عيب شعر و، مي‌گويم!
مي‌زنم طعن مشك و، مي‌بويم!
طعنه بر شعر، هم به شعر زنم
قيمت و قدر آن ، بدو شكنم
چكنم؟ در سرشت من اينست!
وز ازل سرنوشت من اينست!


تا كنون نظري ثبت نشده است
امکان ارسال نظر برای مطلب فوق وجود ندارد