دوشنبه ۱۲ اسفند ۹۸ | ۱۸:۵۹ ۳۴ بازديد
ضعف پيري قوت طبعم شكست
راه فكرت بر ضمير من ببست
در دلم فهم سخنداني نماند
بر لبم حرف سخنراني نماند
به كه سر در جيب خاموشي كشم
پا به دامان فراموشي كشم
نسبتي دارد به حال من قوي
اين دو بيت از مثنوي مولوي:
«كيف ياتي النظم لي و القافيه؟
بعد ما ضعفت اصول العافيه»
«قافيه انديشم و، دلدار من
گويدم: منديش جز ديدار من!»
كيست دلدار؟ آنكه دلها دار اوست
جمله دلها مخزن اسرار اوست
دارد او از خانهٔ خود آگهي
به كه داري خانهٔ او را تهي
تا چون بيند دور ازو بيگانه را
جلوهگاه خود كند آن خانه را
خاصه نظم اين كتاب از بهر اوست
مظهر آيات لطف و قهر اوست
در ثنايش نغز گفتاري كنم
در دعايش ناله و زاري كنم
چون ندارم دامن قربش به دست
بايدم در گفت و گوي او نشست
16نشانه كه وقتش رسيده شغلتان را ترك كنيد