دوشنبه ۱۲ اسفند ۹۸ | ۱۸:۵۹ ۳۵ بازديد
چون به تدبير حكيم نامدار
يافت گيتي بر شه يونان قرار
يك نگينوار از همه روي زمين
خارجش نگذاشت از زير نگين
شه شبي در حال خويش انديشه كرد
شيوهٔ نعمتشناسي پيشه كرد
خلعت اقبال بر خود چست يافت
هر چه از اسباب دولت جست، يافت
غير فرزندي كه از عز و شرف
از پس رفتن، بود او را خلف
در ضمير شه چون اين انديشه خاست
گفت با داناي حكمتپيشه، راست
گفت: اي دستور شاهي پيشهات!
آفرين بادا! بر اين انديشهات!
هيچ نعمت بهتر از فرزند نيست
جز به جان فرزند را پيوند نيست
حاصل از فرزند گردد كام مرد
زنده از فرزند ماند نام مرد
چشم تو تا زندهاي روشن بدوست
خاك تو چون مردهاي، گلشن بدوست
دستت او گيرد، اگر افتي ز پاي
پايت او باشد، اگر ماني به جاي
پشت تو از پشتياش گردد قوي
عمرت از ديدار او يابد نوي
دشمنت را شيوه از وي شيون است
خاصه، گويي بهر قهر دشمن است
16نشانه كه وقتش رسيده شغلتان را ترك كنيد