دوشنبه ۱۲ اسفند ۹۸ | ۱۸:۵۹ ۳۴ بازديد
صبحدم چون شاه اين نيلي تتق
بارگي راندي به ميدان افق
شه سلامان، مست و نيم خواب
پاي كردي سوي ميدان در ركاب
با گروهي از نژاد خسروان
خردسال و تازهروي و نوجوان
هر يكي در خيل خوبان سروري
آفت ملكي بلاي كشوري
صولجان بر كف، به ميدان تاختي
گوي زرين در ميان انداختي
يك به يك چوگانزنان جوياي حال
گرد يك مه حلقه كرده صد هلال
گرچه بودي زخم چوگان از همه
بود چابكتر سلامان از همه
گوي بردي از همه با صد شتاب
گوي مه بود و سلامان آفتاب
آري، آن كس را كه دولت يار شد
وز نهال بخت برخوردار شد،
هيچ چوگان زير اين چرخ كبود
گوي نتواند ز ميدانش ربود
16نشانه كه وقتش رسيده شغلتان را ترك كنيد