بخش ۹ - در صفت جود و سخا و بذل و عطاي وي

۳۶ بازديد


بود در جود و سخا دريا كفي
ملكش از بحر عطا دريا كفي
پر شدي از فيض آن ابر كرم
عرصهٔ گيتي ز دينار و درم
بزم جودش را چو مي‌آراستم
نسبتش با معن و حاتم خواستم
ليك اندر جنب او بي قال و قيل
معن باشد مبخل و حاتم بخيل
بسكه دستش داشتي با بسط، خوي
تافتي انگشت او از قبض، روي
قبض كف گر خواستي، انگشت او
خم نكردي پشت خود در مشت او


تا كنون نظري ثبت نشده است
امکان ارسال نظر برای مطلب فوق وجود ندارد