دوشنبه ۱۲ اسفند ۹۸ | ۱۸:۵۹ ۳۶ بازديد
بود در جود و سخا دريا كفي
ملكش از بحر عطا دريا كفي
پر شدي از فيض آن ابر كرم
عرصهٔ گيتي ز دينار و درم
بزم جودش را چو ميآراستم
نسبتش با معن و حاتم خواستم
ليك اندر جنب او بي قال و قيل
معن باشد مبخل و حاتم بخيل
بسكه دستش داشتي با بسط، خوي
تافتي انگشت او از قبض، روي
قبض كف گر خواستي، انگشت او
خم نكردي پشت خود در مشت او
16نشانه كه وقتش رسيده شغلتان را ترك كنيد